99 رمضان - شیعه مذهب برتر Shia is super relegion
سفارش تبلیغ
صبا
ملایم باش ؛ زیرا هرکه ملایم باشد، همواره ازدوستی کسانش برخوردار می شود . [امام علی علیه السلام]

سلام بر گل زیباى مجتبوى در بوستان حُسن نبوى، سبط اکبر، الگوى کمال و آینه جمال، که میلادش در نیمه رمضان، رویِش گلى در بوستان ماه خدا بود.

 سلام بر مجتباى آل محمد، فرزند برومند على و زهرا (س)، که گوهر دریاى فضیلت بود.

 سلام بر آن «آینه حُسن ازلى»، که تولد فرخنده‏اش در آستانه «شب‌هاى قدر»، برکتى مضاعف بر سفره افطار و سحر روزه‌داران است.

درخنده‏هاى صبحدم نیمه ماه مبارک، یک میلاد نهفته بود، که دامن دامن زیبایى و حُسن به بشریت ارزانى داشت و همه ما را بر سفره احسانش مهمانِ کرامت او ساخت، تا از مائده معنویتى خدایى بهره‏مند شویم.

 فاطمه(س)، دریاى پیوسته به رسالت بود و على (ع) مسندنشینِ امامت. وقتى این دو دریا به هم پیوست، غوّاص آفرینش از تلاقى این دو دریا، «گوهر حُسن» به چنگ آورد. لؤلؤ سبز این دو دریا، «حسن بن على» بود.

 سلام بر او، که کرامت و جود، آینه‌دار فضایل اوست. دل‌هاى شیعیان، با نسیم روح‌نواز نام زیبایش، صفا مى‏گیرد و یاد او همچون عطر بهشتى مشام جان‌ها را مى‏نوازد.

 امروز هم، پس از گذشت هزار و چهارصد سال، شادى و شعفى را که با تولدش در خانه على و فاطمه(س) پدید آمد، مى‏توان حس کرد.

 فاطمه(س)،دریاى پیوسته به رسالت بود و على علیه‏السلام مسندنشینِ امامت. وقتى این دو دریا به هم پیوست، غوّاص آفرینش از تلاقى این دو دریا، «گوهر حُسن» به چنگ آورد.

 لؤلؤ سبز این دو دریا، «حسن بن على» بود.

 این مولود، شش سال از لبخندها و نوازش‏هاى پیامبر خدا (ص)‏ و آغوش معطّر او بهره‏مند شد و عطر بهشت در سایه نامش قرار و آرام یافت.

عصاره هستى و میوه باغ کمال و گل دامان زهراى عزیز بود.

 امام صابر و عابد و کریمى بود که عاشقانه به عبادت مى‏ایستاد و پیوسته لب‏هایش که غنچه جمال آفرین بود، به ذکر محبوب مترنّم بود. با یاد مرگ، به خوف و گریه مى‏افتاد و هنگام نماز، رنگ از چهره‏اش مى‏پرید.

«سرور جوانان بهشت» بود و لقب «مجتبى»، تابلوى زیبایى است که برگزیدگى و کمال او را مى‏نمایاند و فضایل او را در چشم انداز نگاه مردم قرار مى‏دهد.

آن گونه که مهمانان ماه خدا، بر سفره رحمت الهى متنعّم مى‏شوند، شیعیان نیز در مهمان‏خانه همیشه گشوده آن پیشواى سخاوت، از معنویت و پارسایى و بزرگوارى او بهره مى‏برند.

 او، همدرد محرومان، همراه ضعیفان، همنواى فرشتگان و هم آواى کرّوبیان بود.

 امام صابر و عابد و کریمى بود که عاشقانه به عبادت مى‏ایستاد و پیوسته لب‏هایش که غنچه جمال آفرین بود، به ذکر محبوب مترنّم بود. با یاد مرگ، به خوف و گریه مى‏افتاد و هنگام نماز، رنگ از چهره‏اش مى‏پرید.

 شوق دیدار خانه خدا، بیست و پنج بار او را پیاده به حرم خدا کشاند.

 اینک... ماییم و مائده کرامت آن «کریم اهل‏بیت»، که پیوسته گسترده است و خوشه چینان معنویت و ایثار را مهمان فضایل خویش ساخته است.

 وجودش وقف خدا بود و هستى‏اش در خدمت بندگان خدا.

 «کریم اهل‏بیت» بود و شعاع کرمش دور و نزدیک و آشنا و غریب و خویش و بیگانه را فرا مى‏گرفت.

 اگر ببالیم که او امام ماست، بجاست و اگر فخر کنیم که مقتداى ماست، رواست. سلام بر آن حجّت حق و مِشکات هدایت الهى!

 امام و اسوه‏اى که بوى بهشت در سخن و سکوتش پیچیده بود و صلح او زمینه ساز قیام «عاشورا» گشت و قهرمانى میدانِ «صبر و پایدارى» به نام او سکه خورد.

 امام مظلومى که شرایط، حتى براى شهادتى خونین و تحوّل آفرین و رسوا ساز برایش فراهم نبود. براى مصلحت اسلام و مسلمین، جام تلخ صلح را سرکشید و در این راه، زخم زبان‏هایى از نزدیک‏ترین یارانش هم شنید.

 سلام بر صبر خدایى‏اش، که ما را الهام بخش صبورى در راه حق است.

 سلام بر صلح حماسى‏اش، که ما را آموزگار عمل به تکلیف و تبعیّت از وظیفه است.

 سلام بر بقیع غریبش، که رواق مظلومیت اهل‌بیت و شیعه است.

 سلام بر آن مسموم شهید، بر آن مظلومیّت مجسّم و تجسّم مظلومیّت.

 اینک... ماییم و مائده کرامت آن «کریم اهل‏بیت»، که پیوسته گسترده است و خوشه چینان معنویت و ایثار را مهمان فضایل خویش ساخته است.

 استاد جواد محدّثی




  • کلمات کلیدی : اهل بیت، فاطمه (س)، رمضان، لؤلؤ

  • ::: جمعه 88/6/13 ::: ساعت 4:29 عصر ::: ردپای دوستان: ردپا