<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شيعه مذهب برتر         Shia is super relegion</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " شيعه مذهب برتر         Shia is super relegion "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Fri, 25 Jul 2008 03:37:32 GMT</lastBuildDate>
<author>خانگل زاده</author>
<item>
<title>داستان امامت 2</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/593518.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;در موضوع امامت،چهار مورد اساسي است که بين شيعه و اهل سنّت در مساله امامت، سبب اختلاف گشته است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف: شيعه مي گويد: تعيين امام مانند تعيين پيامبر حقّ خداوند است وديگران را در اين جهت هيچگونه حقّي نيست&lt;BR&gt;اهل سنّت مي گويند:تعيين امام با خود مردم است و خداوند در اين زمينه کاره اي نيست&lt;BR&gt;ب: شيعه مي گويد : خدا وند علي (ع) را پس از رسول خدا (ص) براي امامت و پيشوا يي خلق تعيين نموده است&lt;BR&gt;اهل سنّت ميگويند: خدا کسي را براي تصدّي اين منصب تعيين نکرده است &lt;BR&gt;ج: شيعه ميگويد : امام مانند پيا مبر معصوم مي باشد&lt;BR&gt;اهل سنّت مي گويند : هر فردي که شهادت به يکتايي خداوند و رسالت پيامبردهد قابليّت براي پيشوايي امّت را دارد البته با شرا ئطي که در ضمن ان شرائط ، عدالت به جاي عصمت گنجانده شده است&lt;BR&gt;د : شيعه مي گويد : امامت ما نند نبوّت از اصول دين است &lt;BR&gt;اهل سنّت مي گويند: امامت از فروع دين مي باشد&lt;BR&gt;پس اين چهار مبحث ، اساس اصلي؛ از اصول پنجگانه اعتقادي را که امامت باشد تشکيل ميدهد،&lt;BR&gt;و با اثبات عقيده حق در هريک ازاين چهار مورد ، اختلا فات دامنه دار مسا له امامت يکطرفي خواهد شد&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 08:31:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=593518</comments>
 <dc:creator>خانگل زاده</dc:creator>
<guid>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/593518.htm</guid>
</item>

<item>
<title>محو خود خواهى در امواج بلند خداگرايى</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/581579.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعتکاف، محو خود خواهى در امواج بلند خداگرايى و خدمت‏ به امت اسلامى است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعتکاف، بيرون رفتن از خانه خويش و مصمم شدن بر حضور در خانه حضرت حق است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عبادتى مستحبى و تقرب جويانه و داوطلبانه است که روزه روز سوم آن رنگ وجوب مى ‏گيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعتکاف، گريز از لذت گرايى و مهار حس خود محورى و برترى جوئى و بازگشت از قبله دنياگرايان به سمت و سوى قلب و قبله هستى است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خود سازى، محاسبه نفس، توبه و نيايش، نماز و تلاوت قرآن و استمداد از آستان قدس ربوبى از ديگر برکات‏ اعتکاف است.&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;اسلام، فکر جدايى از زندگى دنيا و گوشه نشينى و کناره گيرى از مردم و به تعبير ديگر رهبانيت را باطل و ناپسند اعلام کرد، اما اعتکاف را بعنوان فرصتى براى بازگشت‏ به خويش و خداى خويش قرار داد، تا کسانى که از هياهو و جنجال هاى زندگى مادى خسته مى ‏شوند، بتوانند چند صباحى با خداى خود خلوت کنند و جان و روح خود را با خالق هستى ارتباط دهند .اعتکاف شرايطي را فراهم مي کند تا انسانها با توشه معنوى و اعتقادى راسخ و ايمان و اميدى بيشتر، به زندگى خود ادامه داده ، خود را براى صحنه‏ هاى خطر و جهاد در راه خدا آماده سازند ، هميشه با ياد خدا تلاش کنند ، خود را در محضر پروردگار ببينند ، از نافرمانى او بپرهيزند و به سوى سعادت دنيا و آخرت گام بردارند.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jul 2008 19:43:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=581579</comments>
 <dc:creator>خانگل زاده</dc:creator>
<guid>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/581579.htm</guid>
</item>

<item>
<title>داستان امامت</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/574348.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;بنا م خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يکي از اصول اجتناب ناپذير دين اسلام مسئله امامت مي باشد که درمصداق اين&amp;nbsp; اصل اختلافي بين فرقه هاي اسلامي نمي باشدبلکه اختلاف در مفهوم&amp;nbsp;آ ن ميباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا کسي؛ مفهوم امامت را نفهمد يقيناً اگر وارد اين جور بحثها گردد به بيراهه رفته و در بحث گم ميشود لذا بناست تا مدتي در باره&amp;nbsp; يکي از واژه هاي مقدس در ميان مسلمين بحث گردد . هرچند بطور مجمل و در حد توان اين بنده ي&amp;nbsp;نا چيز.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امامت در لغت ادبي بمعناي پيشوايي و در اصطلاح دين عبارتند از :رياست عمومي بر امت در جمِع امور دين و دنيا به نيابت ازرسول خدا.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;نتيجه اين تعريف اين مي شود که اطاعت امام در همه چيز بر همه افراد امّت واجب و ضروري ميباشد همانند وجوب اطاعت از رسول خدا(ص). هر دو گروه از علماي شيعه و سنّي امامت را اينگونه معرفي کرده اند .حاصل اين تعريف اين است که امام انساني است که جانشين رسول خدا&amp;nbsp;بوده و از او نيابت ميکند و در ريز و درشت امور دين و دنياء، تمام امت بايد از اواطاعت کنند ولي در عين حال چهار مورد اساسي است که بين شيعه و اهل سنّت در مساله امامت، سبب اختلاف گشته است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين داستان ادامه دارد.&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 19:31:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=574348</comments>
 <dc:creator>خانگل زاده</dc:creator>
<guid>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/574348.htm</guid>
</item>

<item>
<title>فخر زنان عالم</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/558842.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;بنام خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;اين روزها همه بچه هاي شيعه در دهكده مجازي مي خواهند از كلمه اي مقدس بنويسند.هركسي به روش و سبك نوشتاري خود سعي دارد نام فاطمه را براي اهل اين دنياي مجازي تعريف كند.يكي شعر،يكي قصه،يكي تصوير&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه و همه مي خواهند به هر نحوي خود را در معرفي اين بانوي گرامي سهيم باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;فضائل بانوى بزرگ اسلام:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;علاقه پيامبر (ص) به فاطمه (س) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;بدون ترديد محبت و علاقه رسول خدا به فاطمه (س) بدون جهت و صرفا به دليل علاقه پدر و فرزندى نبوده است،زيرا حضرت فرزندان دختر ديگر هم داشته است و از طرفى پيامبر اسلام (ص) به مقتضاى (و ما ينطق عن الهوى) بدون دليل از كسى تعريف و مدح نمى‏كند.بنابراين معلوم مى‏شود كه اين دردانه پيامبر&amp;nbsp; (ص) در اين مدت كوتاه عمر خود،از فضايل و كمالاتى برخوردار بوده كه مورد توجه رسول خدا قرار گرفته است،تا رسول خدا آن تعابير را درباره‏اش بيان نمايد كه درباره كس ديگر نفرموده است،مانند:«ان الله يرضى لرضاك و يغضب لغضبك،خداوند راضى مى‏شود به رضاى تو و غضبناك مى‏شود به غضب تو.» (1) «فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني،و من آذاني فقد آذى الله،فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است‏». (2) به نقل ديگرى چنين فرموده است:«و هي قلبي الذي بين جنبي، فاطمه،جان و دل من است كه در سينه‏ام قرار دارد». (3) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;و باز فرموده است:«و هي نور عيني و ثمرة فؤادي،او نور چشم و ميوه دل من است.» (4) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;فاطمه&amp;nbsp; (س) به اندازه‏اى مورد علاقه پيامبر (ص) بود كه‏«ابن عمر»نقل مى‏كند:«هر گاه رسول خدا قصد سفر مى‏كرد با آخرين كسى كه خداحافظى مى‏كرد فاطمه&amp;nbsp; (س)بود و به وقت‏بازگشت نخستين كسى را كه به ديدارش مى‏آمد فاطمه&amp;nbsp; (س) بود. (5) تا آنجا كه پيامبر (ص) به فاطمه&amp;nbsp; (س) مى‏فرمود:«فداك ابي و امي،پدر و مادرم به فداى تو.» (6) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;عايشه نقل مى‏كند:نديدم كسى را از نظر كلام و سخن به پيامبر (ص) شبيه‏تر از فاطمه عليها السلام باشد و هر وقت فاطمه بر آن حضرت وارد مى‏شد،به او مرحبا مى‏گفت و در برابرش مى‏ايستاد (و به طرفش مى‏رفت) و دست او را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و او را در جاى خودش مى‏نشانيد.» (7) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;عبادت فاطمه&amp;nbsp; (س)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;فاطمه&amp;nbsp; (س) از عابدترين و پارساترين زنان عالميان است.او با همه گرفتارى و مشاغلى‏كه در خانه داشت،با اين حال از نظر به جا آوردن واجبات و مستحبات و عبادات فردى و اجتماعى در تاريخ نمونه است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;شيخ صدوق و ديگران از امام حسن (ع)روايت مى‏كنند:«مادرم فاطمه را ديدم كه در شب جمعه در محراب عبادت ايستاد و تا هنگامى كه سپيده طلوع مى‏كرد،پيوسته در حال ركوع و سجود بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مى‏كرد و آنها را در دعا نام مى‏برد، ولى براى خود دعا نمى‏كرد،من گفتم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;مادر جان چرا همچنان كه بر ديگران دعا مى‏كنى،براى خود دعا نمى‏كنى؟فرمود:پسرم اول همسايه بعد خانه.» (8) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;حسن بصرى از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه&amp;nbsp; (س)چنين گفته است:«ما كان في هذه الامة اعبد من فاطمة،كانت تقوم حتى تورم قدماها،در ميان اين امت،عبادت كسى از فاطمه&amp;nbsp; (س)بيشتر نبود،زيرا آن قدر روى پاهاى خود در مقام عبادت مى‏ايستاد كه پاهايش ورم مى‏كرد.» (9) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;فاطمه،سيده زنان عالميان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;تعبير اين كه فاطمه&amp;nbsp; (س) سيده زنان عالميان است از علماى شيعه و اهل سنت از رسول خدا نقل شده است.عايشه در روايتى،آن را چنين نقل مى‏كند:«در حضور رسول خدا بودم-به هنگام بيمارى منجر به رحلت‏حضرت-كه فاطمه&amp;nbsp; (س) وارد شد و قدم مى‏زد نگاه كردم ديدم مثل رسول خدا راه مى‏رود.پيامبر (ص) به او فرمود:مرحبا به دخترم فاطمه.بعد او را نشانيد طرف دست راست‏خودش يا طرف دست چپ،و چيزى محرمانه به گوش او گفت كه فاطمه عليها السلام گريست!بعد چيز ديگرى به او گفت.اين بارفاطمه&amp;nbsp; (س) خندان شد.عايشه مى‏گويد:«از فاطمه (س)پرسيدم كه پيامبر (ص) چه گفت كه گريان شدى و سپس چه فرمود كه خندان گشتى؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;فاطمه&amp;nbsp; (س)گفت:«من سر پيامبر را تا زمانى كه زنده است فاش نمى‏كنم.»عايشه مى‏گويد: «پس از رحلت پيامبر (ص) به فاطمه&amp;nbsp; (س) گفتم:پيامبر (ص) به هنگام مرگ چه فرمود كه گريستى و بعد چه گفت كه خنديدى؟فاطمه گفت:پدرم فرمود:هر سال جبرئيل قرآن را يك بار بر من عرضه مى‏كرد،ولى امسال دوبار بر من عرضه كرد. گمان مى‏كنم كه مرگم فرا رسيده است،من براى مرگ پدرم گريستم،بعد فرمود:اما ترضين ان تكون سيدة نساء هذه الامة او نساء العالمين؟قالت:فضحكت،آيا راضى نمى‏شوى كه بهترين زنان اين امت‏يا زنان عالميان باشى؟فاطمه گفت:پس خنديدم.» (10) و نمونه اين حديث را بسيارى از علماى اهل سنت‏با اندكى تفاوت نقل كرده‏اند. (11) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;عظمت فاطمه در قيامت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;در روايات بسيارى از ابن عباس،ابو ايوب و ابو هريره آمده است كه رسول خدا فرمود: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;«اذا كان يوم القيامة وقف الخلائق بين يدى الله تعالى نادى مناد من وراء الحجاب:ايها الناس (يا معشر الخلائق) غضوا ابصاركم و نكسوا من رؤسكم فان فاطمة بنت محمد تجوز على الصراط،روز قيامت كه برپا مى‏شود مردم در برابر قدرت خداى تعالى مى‏ايستند.منادى حق،از پس پرده فرياد مى‏زند:اى گروه مردم،ديدگان خود را ببنديد،سرها را به زير افكنيد،زيرا فاطمه دختر محمد از صراط عبور مى‏كند.» (12) در برخى از احاديث ديگر آمده است:«فان هذه فاطمه بنت رسول الله (ص) تريد ان تمر على الصراط،فاطمه دختر رسول خدا مى‏خواهد از محشر بگذرد.» (13&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;*****&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;1.ينابيع الموده،ج 1،ص 171،بحار الانوار،ج 43،ص 20. &lt;BR&gt;2.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 332 با اندكى تفاوت در عبارت،بحار الانوار،ج 43،ص 80، صحيح مسلم،ج 16،ص 2،مستدرك حاكم،ج 3،ص 173،حلية الاولياء،ج 2،ص 40. &lt;BR&gt;3.بحار الانوار،ج 43،ص 80. &lt;BR&gt;4.همان مدرك،ص 24. &lt;BR&gt;5.مستدرك حاكم،ج 3،ص 169. &lt;BR&gt;6.همان مدرك،ص 170. &lt;BR&gt;7.همان مدرك،ص 167. &lt;BR&gt;8.علل الشرايع،ج 1،ص 173،كشف الغمه،ج 2،ص 25. &lt;BR&gt;9.مناقب شهر بن آشوب،ج 3،ص 341. &lt;BR&gt;10.طبقات ابن سعد،ج 8،ص 26. &lt;BR&gt;11.ر.ك:حلية الاولياء،ج 2،ص 39،براى اطلاع بيشتر ر.ك:احقاق الحق،ج 10،ص 27-115. &lt;BR&gt;12.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 326،بحار الانوار،ج 43،ص 52،راجع مستدرك حاكم،ج 3،ص 166،ينابيع الموده،ج 2،ص،الفصول المهمه،ص 147 &lt;BR&gt;13.الفصول المهمه،ص 147&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 16:33:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=558842</comments>
 <dc:creator>خانگل زاده</dc:creator>
<guid>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/558842.htm</guid>
</item>

<item>
<title>موانع استجابت دعا در قرآن</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/553227.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;براى تحقق هر كارى گذشته از وجود اسباب، نبودن مانع نيز لازم است و تنها دراين صورت پيدايش آن كار ضرورى خواهد بود. براى مثال; رويش بذر سالم در دل خاك مرطوب مشروط به اين است كه آفتاب سوزان‏يا سرماى شديد بر سر راه بذر آن قرار نگيرد. &lt;BR&gt;در دعا نيز بايد به موانع توجه داشت و آنها را از سر راه برداشت. برخى ازموانع عبارتند از: &lt;BR&gt;1:تنافى با سنتهاى آفرينش &lt;BR&gt;خواسته‏اى كه در دعا عرضه مى‏شود، بايد مخالف‏سنت‏هاى الهى كه خداوند بر پايه حق و حكمت‏بنا نهاده است نباشد. &lt;BR&gt;از جمله سنت‏هاى خداوند اين است كه براى هر يك از انسانها اجلى قرار داده كه‏در صورت حتمى بودن گريز از آن نيست. بنابراين اگر كسى دعا كند كه بخواهد خداعمر بى‏پايان به او بدهد و يا مريضى را كه اجل حتمى او فرا رسيده است، از مرگ‏برهاند، اجابت چنين خواسته‏اى به معناى تعطيلى در قانون قطعى الهى و يا وروداستثنا در حريم آن است و اين خود مانع از اجابت دعاست. &lt;BR&gt;«وانفقوا من ما رزقناكم من قبل ان ياتى احدكم الموت فيقول رب لولا اخرتنى‏الى اجل قريب فاصدق و اكن من الصالحين و لن يوخر الله نفسا اذا جاء اجلهاوالله خبير بما تعملون‏». &lt;BR&gt;«از آنچه به شما روزى كرده‏ايم انفاق كنيد، پيش از آن كه مرگ يكى از شما فرارسد، آنگاه بگويد: پروردگارا چرا مرگ مرا تا زمانى اندك به تاخير نمى‏اندازى،تا صدقه دهم و از صالحان باشم و هرگز خداوند اجل هيچ كس را وقتى فرا رسد، به‏تاخير نخواهد انداخت‏». &lt;BR&gt;2:تزاحم دعاها &lt;BR&gt;گاهى شخصى كه از ستم ديگران به ستوه آمده، عليه ستمگران دعامى‏كند و از خداوند انتقام خود را مى‏طلبد ولى در همين حال اين شخص به ظاهر مظلوم‏به خاطر ستمى كه خود به ديگرى كرده، مورد غضب قرار گرفته است. همين تزاحم دعاهامى‏تواند مانع استجابت گردد. تزاحم در حديث قدسى يكى از موانع دعا معرفى گرديده‏است‏خداوند متعال در اين باره مى‏فرمايد: «... اما ان تكون ظلمت احدا فدعا عليك‏فتكون هذه بهذه...» يا اين است كه تو به ديگرى ستم كرده‏اى و او بر ضرر تو دست‏به دعا برداشته است پس اين به واسطه آن دفع مى‏شود. از حضرت صادق (ع) روايت‏شده است كه: «هر گاه شخصى مورد ستم ديگرى واقع شود، سپس عليه اواز درگاه خداوند تقاضاى انتقام كند، خداوند مى‏فرمايد: شخص ديگرى هست كه ادعادارد از سوى تو مظلوم واقع شده و بر تو نفرين مى‏كند، اگر مى‏خواهى تا دعاى تو رادر باره او و دعاى او را در حق تو به اجابت رسانم و گرنه هيچ يك را برآورده‏نمى‏كنم تا از عفو خود شما را بهره‏مند سازم‏». &lt;BR&gt;گاهى هم انسان براى موفقيت‏خود دعا مى‏كند در حالى كه بسيارى از اشخاص ديگر كه‏از دست او دل شكسته‏اند براى ناكاميش با دل سوزان و اشك ريزان دعا مى‏كنند. &lt;BR&gt;بنابر اين دعا كننده بايد قبل از دعا، ديگران را از خود راضى سازد. امام‏صادق(ع) فرمود: «كان ابى يقول اتقوا الظلم فان دعوه المظلوم تصعد الى‏السماء». &lt;BR&gt;پدرم همواره مى‏فرمود: از ستم به ديگرى بپرهيزيد; زيرا دعاى مظلوم تا آسمان‏بالا مى‏رود.&amp;nbsp; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 22:30:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=553227</comments>
 <dc:creator>خانگل زاده</dc:creator>
<guid>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/553227.htm</guid>
</item>

<item>
<title>خميني در نگاه انديشه ها</title>
<link>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/534596.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;بنام خدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در طول تاريخ پس از اسلام براساس آموزه هاي مکتب تشيع مردم ايران همواره بويژه در دوران غيبت امام عصر(عج ) مطيع علماي دين و مراجع تقليد بودند. تشکيل حوزه هاي ديني در شهرهاي ايران به خصوص شهر قم و حوزه کهن و ريشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در اين حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بيشتر مردم با مراجع , زمينه اي را فراهم کرد تا مومنان آزاده رهبران ديني مورد اعتماد خود را مهم ترين مرجع حل وفصل مسائل خويش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمايند و حتي براي يک روز هم حاکميت ستمگران را نپذيرند و از همين نقطه به راهنمايي روحانيون و الهام از آرمانهاي اسلامي قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانکه در انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره ) اتفاق افتاد. انقلابي که زلزله اي در جهان معاصر ايجاد نمود و جهانيان را به شگفتي واداشت .رهبري اين انقلاب را مردي برعهده داشت که شخصيتش در مکتب فقه و فقاهت « فيضيه » شکل گرفته بود. فقيهي فرزانه , عارفي آگاه , فيلسوفي شجاع , اديبي عميق,مفسري بينا و سياستمداري دانا بود. او سياست و سياستداري را پيشه خود نمي دانست بلکه آن را وظيفه خود مي دانست . کلامي جذاب و فکري پويا داشت . ذهن و زندگيش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان مي راند و به هر ميزان که از مردم مي خواست خود پيش و بيش از ديگران به آن عمل مي کرد , اعتقادش چون صخره هاي سخت , و همتش به بلنداي قله ها بود , چون شجره طيبه انديشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سيراب مي شد.شايد بتوان گفت اولين و مهم ترين پيامي که منادي انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانيان رسانيد , چيزي جز خدامحوري و رهايي بي قيد و شرط از سلطه شوم استکبار جهاني بويژه آمريکا نبود که اين آواي جانبخش بر دلهاي آزادانديشان و مجاهداني که دردآشناي غربت اسلام و تاريکي انحطاط انديشه بودند نشست و همچون آهن ربايي جذاب , افکار و انديشه ها را معطوف به خود ساخت . امام راحل همواره حکومت را براي مردم , با مردم و در خدمت مردم مي خواستند و تاکيد فراوان بر استقلال و خودباوري داشتند , زيرا مهم ترين عامل موثر در جهت قطع ايادي شرق و غرب و دستيابي به حاکميت و استقلال چيزي جز خودباوري نيست و اين روحيه وقتي بوجود خواهد آمد که تحولي عظيم را در جان و درون خود بوجود آوريم . &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;U&gt;وحالا شخصيت اين مرد بزرگ ازمنظر انديشمندان خارجى:&lt;/U&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;دکتر «فرانسيسکو اسکودرو بداته‏» رئيس فدراسيون جوامع اسلامى اسپانيا:&lt;BR&gt;«چهره حيات بخش امام خمينى در جهان اسلام، امرى غير قابل اغماض مى‏باشد و ايشان يکى از بزرگترين شخصيت هاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند. وى افزود: انقلاب اسلامى ايران، به رهبرى امام خمينى سبب بروز تحولات و دگرگوني هاى عظيم در جهان اسلام شد و وى چهره جديدى از اسلام را ارائه کرد. انقلاب ايران ، درس مبارزه عليه بى عدالتى و مقابله با حکومت هاى ديکتاتورى و غير انسانى را آموخت» (1)&lt;BR&gt;«احمد جبرئيل» دبير کل جبهه خلق آزادي فلسطين:&lt;BR&gt;امام خمينى ، کرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند. امام خمينى (ره) با انقلاب اسلامى خود، روحيه انقلابى را به اسلام و عزت و کرامت را به مسلمانان بازگرداند بنيانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد . ديدگاه مرتجعانه، نسبت ‏به اين دين مبين را که دشمنان در طول صدها سال ارائه کرده بودند، از ميان برد و مقوله&quot;دين افيون ملت ها &quot; را منسوخ کرد و اسلام را در سطح بين المللى به عنوان يک نياز انسانى در زمينه‏هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح کرد . (2)&lt;BR&gt;مفتى قزاقستان : &lt;BR&gt;امام خمينى به همه جهانيان تعلق داشت.‏ ايشان نه به ايران و دنياى اسلام ، بلکه به کليه جهان تعلق داشت . &lt;BR&gt;وقتى عالمى مى‏ ميرد، در واقع جهانى مرده است . (3)&lt;BR&gt;دنيا به نيک از وى ياد کرده و خواهد کرد؛ زيرا او را نه تنها دنياى اسلام ، بلکه تمام جهان مى‏شناسند . من نيز به عنوان يک انسان و روحانى دينى ، براى او ارزش و احترام فوق العاده اي قائلم . &lt;BR&gt;مؤمنان مانند قطعات يک ساختمان هستند که يکديگر را نگه مى‏دارند و امام خمينى يک چهره برجسته سياسى - مذهبى در تاريخ بود که براى وحدت مسلمانان بسيار کوشيد.&lt;BR&gt;دنيا امام خمينى (ره) را مى‏شناسد و پيام وى به گورباچف ، که فرمود کمونيست را بايد در موزه ديد، همچنان در گوش ها طنين انداز است. او مبارزه با دين را شکست ‏خورده دانست و اکنون نظاره‏ گر عمق پيام او هستيم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;BR&gt;دکتر محمد تاجيک :&lt;BR&gt;قبل از انقلاب اسلامى ، رويکرد انديشمندان ما براى تعريف کلمات ظريفى همچون آزادى، اخلاق و ورود به عرصه سياست ، به سوى مکاتب فکرى سوسياليسم و ليبراليسم سوق مى ‏کردامام خمينى (ره)، معادلات رايج غربى را بر هم ريخت و با استفاده از کلمات رقيق و لطيف منحصر به فرد ، واژه‏هاى دور از ذهن را تعريف کرد و براى بيان ايده‏ها، آرزوها و حرف هاى ملتش، از فرهنگ ويژه خويش استفاده کرد . امام با تعريف جديد از مقوله قدرت و تکيه بر چهره اخلاقى آن، موفق شد نيروهاى مردمى را جذب کند و با اين تعريف جديد ، حکومت پهلوى را زير سؤال ببرد. (4)&lt;BR&gt;پروفسور«ميخاييل لمشف‏» نويسنده روس: &lt;BR&gt;امام خمينى (ره) برخلاف رهبران سياسى قرن حاضر که هر يک داراى استعدادى خاص در يکى از زمينه‏هاى اقتصادى، سياسى، علمى، فرهنگى، دينى يا حقوقى بوده اند ، توانايى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت. امام خمينى (ره) سياست را بخش لاينفک دين مى‏دانست و با اراده دينى و الهى عليه ستمگران بپاخاست امام راحل، در تمامى سطوح حيات اجتماعى و سياسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعيين کننده در تحولات انقلابى و حمايت کننده ارزش هاى انسانى مطرح کرد . (5) &lt;BR&gt;امام جماعت ‏بزرگترين مسجد مادريد: &lt;BR&gt;«امام خمينى، هدايت کننده و روشنگر جامعه بود» امام جماعت ‏بزرگترين مسجد مسلمانان در مادريد، پايتخت اسپانيا، تلاش ها و مجاهدت هاى امام خمينى (ره) را براى سربلندى اسلام و عزت مسلمان در جهان ستود امام خمينى ، شخصيتى نادر در دنياى اسلام است که از توانمندى و قابليت هاى فراوانى براى هدايت و روشنگرى برخوردار بوده است امام خمينى (ره) توانست احساسات مذهبى و اعتقادى را گسترش ‏بخشد و اقدامات و تلاش هاى ايشان، ثابت کرد که تنها همين عامل مى ‏تواند در افراد تغيير به وجود آورد . (6)&lt;BR&gt;نلسون ماندلا : &lt;BR&gt;رهبرى منحصر به فرد امام (ره) بود که توانست ‏با دست ‏خالى ، انقلاب اسلامى ايران را به پيروزى برساند«من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏کردم‏». (7)&lt;BR&gt;شاعر تاجيکستانى:&lt;BR&gt;اين شخصيت الهى در تمام جهان آنجا که قلبى، الهى و ملکوتى خاص بودند. اين شخصيت الهى در تمام جهان، آنجا که قلبى براى عشق و حقيقت مى‏تپد، حضور دارد و زنده است و ماندگار. سراسر جهان اسلام و مستضعفين به حضور چنين رهبرى افتخار مى‏کنند، بوسيدن دست آن حضرت ، ديروز و بوسيدن خاک حرم آن حضرت امروز، آرزويى است که بسيارى از مسلمانان جهان آن را با خويشتن خويش نجوا مى‏کنند. (8) &lt;BR&gt;معاون وزير فرهنگ قرقيزستان : &lt;BR&gt;امام خمينى ، آخرين پديده بزرگ قرن ماست . يعنى درست در زماني که آمريکا و شوروى جهان را به دو قطب بزرگ تقسيم کرده بودند و خطر هيچ قدرتى را تصور نمى‏کردند، امام خمينى ظهورکرد و اين حرکتى بسيار جسورانه است. شگفتى در اينجاست که وى نزد هر ملتى محترم است و اين از تيزهوشى و نبوغ اوست که توانست چنين تأثيرى در جهان معاصر باقى بگذارد امام خمينى ، رهبرى مقتدر و دورانديش، انسانى والا و منزه ، برخوردار از باطنى شفاف و زلال و طبعى غنى و سرشار بوده است. (9)&lt;BR&gt;«حسين افندي اسمائيچ» مفتي سارايوو:&lt;BR&gt;&amp;nbsp;امام خمينى (ره) توانست‏ با انقلاب اسلامى در ايران ، مسلمانان جهان را به اسلام و هويت اصلى شان بازگرداند انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (ره) ، در زمانى شکل گرفت که مسلمانان در اقصى نقاط دنيا، با غفلت ، از اسلام فاصله گرفته بودند و اين انقلاب آنان را بيدار کرد آنچه امام خمينى (ره) در ايران انجام داد ، در قرن فعلى بى ‏نظير بود و اين کار بزرگ مى‏تواند پيام و سرمشقى براى کسانى باشد که خواستار دين اسلام هستند . (10)&lt;BR&gt;&lt;FONT face=Arial size=1&gt;منابع:&lt;BR&gt;1- روزنامه جمهوري اسلامي، 5/7/78 .&lt;BR&gt;2- روزنامه جمهوري اسلامي، 12/7/78 .&lt;BR&gt;3- روزنامه جمهوري اسلامي ، 7/7/78 .&lt;BR&gt;4- روزنامه جمهوري اسلامي، 18/7/78 .&lt;BR&gt;5- روزنامه جمهوري اسلامي، 18/7/81 .&lt;BR&gt;6- روزنامه جمهوري اسلامي، 4/7/78 .&lt;BR&gt;7- روزنامه جمهوري اسلامي، 6/7/78 .&lt;BR&gt;8- امام خميني و جهان معاصر، ج 2، &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Arial size=1&gt;9- امام خميني و جهان معاصر، ج1.&lt;BR&gt;10- روزنامه جمهورى اسلامى ، 5/7/78.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Jun 2008 14:18:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=534596</comments>
 <dc:creator>خانگل زاده</dc:creator>
<guid>http://shiashenasi.ParsiBlog.com/534596.htm</guid>
</item>

</channel>
</rss>  

