بنام خدا
اين روزها همه بچه هاي شيعه در دهکده مجازي مي خواهند از کلمه اي مقدس بنويسند.هرکسي به روش و سبک نوشتاري خود سعي دارد نام فاطمه را براي اهل اين دنياي مجازي تعريف کند.يکي شعر،يکي قصه،يکي تصوير
همه و همه مي خواهند به هر نحوي خود را در معرفي اين بانوي گرامي سهيم باشند.
اما:
فضائل بانوى بزرگ اسلام:
علاقه پيامبر (ص) به فاطمه (س)
بدون ترديد محبت و علاقه رسول خدا به فاطمه (س) بدون جهت و صرفا به دليل علاقه پدر و فرزندى نبوده است،زيرا حضرت فرزندان دختر ديگر هم داشته است و از طرفى پيامبر اسلام (ص) به مقتضاى (و ما ينطق عن الهوى) بدون دليل از کسى تعريف و مدح نمىکند.بنابراين معلوم مىشود که اين دردانه پيامبر (ص) در اين مدت کوتاه عمر خود،از فضايل و کمالاتى برخوردار بوده که مورد توجه رسول خدا قرار گرفته است،تا رسول خدا آن تعابير را دربارهاش بيان نمايد که درباره کس ديگر نفرموده است،مانند:«ان الله يرضى لرضاک و يغضب لغضبک،خداوند راضى مىشود به رضاى تو و غضبناک مىشود به غضب تو.» (1) «فاطمة بضعة مني فمن آذاها فقد آذاني،و من آذاني فقد آذى الله،فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را اذيت کند مرا اذيت کرده و هر کس مرا اذيت کند، خدا را اذيت کرده است». (2) به نقل ديگرى چنين فرموده است:«و هي قلبي الذي بين جنبي، فاطمه،جان و دل من است که در سينهام قرار دارد». (3)
و باز فرموده است:«و هي نور عيني و ثمرة فؤادي،او نور چشم و ميوه دل من است.» (۴)
فاطمه (س) به اندازهاى مورد علاقه پيامبر (ص) بود که«ابن عمر»نقل مىکند:«هر گاه رسول خدا قصد سفر مىکرد با آخرين کسى که خداحافظى مىکرد فاطمه (س)بود و به وقتبازگشت نخستين کسى را که به ديدارش مىآمد فاطمه (س) بود. (۵) تا آنجا که پيامبر (ص) به فاطمه (س) مىفرمود:«فداک ابي و امي،پدر و مادرم به فداى تو.» (۶)
عايشه نقل مىکند:نديدم کسى را از نظر کلام و سخن به پيامبر (ص) شبيهتر از فاطمه عليها السلام باشد و هر وقت فاطمه بر آن حضرت وارد مىشد،به او مرحبا مىگفت و در برابرش مىايستاد (و به طرفش مىرفت) و دست او را مىگرفت و مىبوسيد و او را در جاى خودش مىنشانيد.» (7)
عبادت فاطمه (س)
فاطمه (س) از عابدترين و پارساترين زنان عالميان است.او با همه گرفتارى و مشاغلىکه در خانه داشت،با اين حال از نظر به جا آوردن واجبات و مستحبات و عبادات فردى و اجتماعى در تاريخ نمونه است.
شيخ صدوق و ديگران از امام حسن (ع)روايت مىکنند:«مادرم فاطمه را ديدم که در شب جمعه در محراب عبادت ايستاد و تا هنگامى که سپيده طلوع مىکرد،پيوسته در حال رکوع و سجود بود و شنيدم پيوسته براى مردان و زنان با ايمان دعا مىکرد و آنها را در دعا نام مىبرد، ولى براى خود دعا نمىکرد،من گفتم:
مادر جان چرا همچنان که بر ديگران دعا مىکنى،براى خود دعا نمىکنى؟فرمود:پسرم اول همسايه بعد خانه.» (8)
حسن بصرى از بزرگان اهل سنت درباره عبادت فاطمه (س)چنين گفته است:«ما کان في هذه الامة اعبد من فاطمة،کانت تقوم حتى تورم قدماها،در ميان اين امت،عبادت کسى از فاطمه (س)بيشتر نبود،زيرا آن قدر روى پاهاى خود در مقام عبادت مىايستاد که پاهايش ورم مىکرد.» (9)
فاطمه،سيده زنان عالميان
تعبير اين که فاطمه (س) سيده زنان عالميان است از علماى شيعه و اهل سنت از رسول خدا نقل شده است.عايشه در روايتى،آن را چنين نقل مىکند:«در حضور رسول خدا بودم-به هنگام بيمارى منجر به رحلتحضرت-که فاطمه (س) وارد شد و قدم مىزد نگاه کردم ديدم مثل رسول خدا راه مىرود.پيامبر (ص) به او فرمود:مرحبا به دخترم فاطمه.بعد او را نشانيد طرف دست راستخودش يا طرف دست چپ،و چيزى محرمانه به گوش او گفت که فاطمه عليها السلام گريست!بعد چيز ديگرى به او گفت.اين بارفاطمه (س) خندان شد.عايشه مىگويد:«از فاطمه (س)پرسيدم که پيامبر (ص) چه گفت که گريان شدى و سپس چه فرمود که خندان گشتى؟
فاطمه (س)گفت:«من سر پيامبر را تا زمانى که زنده است فاش نمىکنم.»عايشه مىگويد: «پس از رحلت پيامبر (ص) به فاطمه (س) گفتم:پيامبر (ص) به هنگام مرگ چه فرمود که گريستى و بعد چه گفت که خنديدى؟فاطمه گفت:پدرم فرمود:هر سال جبرئيل قرآن را يک بار بر من عرضه مىکرد،ولى امسال دوبار بر من عرضه کرد. گمان مىکنم که مرگم فرا رسيده است،من براى مرگ پدرم گريستم،بعد فرمود:اما ترضين ان تکون سيدة نساء هذه الامة او نساء العالمين؟قالت:فضحکت،آيا راضى نمىشوى که بهترين زنان اين امتيا زنان عالميان باشى؟فاطمه گفت:پس خنديدم.» (10) و نمونه اين حديث را بسيارى از علماى اهل سنتبا اندکى تفاوت نقل کردهاند. (11)
عظمت فاطمه در قيامت
در روايات بسيارى از ابن عباس،ابو ايوب و ابو هريره آمده است که رسول خدا فرمود:
«اذا کان يوم القيامة وقف الخلائق بين يدى الله تعالى نادى مناد من وراء الحجاب:ايها الناس (يا معشر الخلائق) غضوا ابصارکم و نکسوا من رؤسکم فان فاطمة بنت محمد تجوز على الصراط،روز قيامت که برپا مىشود مردم در برابر قدرت خداى تعالى مىايستند.منادى حق،از پس پرده فرياد مىزند:اى گروه مردم،ديدگان خود را ببنديد،سرها را به زير افکنيد،زيرا فاطمه دختر محمد از صراط عبور مىکند.» (12) در برخى از احاديث ديگر آمده است:«فان هذه فاطمه بنت رسول الله (ص) تريد ان تمر على الصراط،فاطمه دختر رسول خدا مىخواهد از محشر بگذرد.» (13)
*****
1.ينابيع الموده،ج 1،ص 171،بحار الانوار،ج ۴3،ص 20.
2.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 332 با اندکى تفاوت در عبارت،بحار الانوار،ج ۴3،ص 80، صحيح مسلم،ج 1۶،ص 2،مستدرک حاکم،ج 3،ص 173،حلية الاولياء،ج 2،ص ۴0.
3.بحار الانوار،ج ۴3،ص 80.
۴.همان مدرک،ص 2۴.
۵.مستدرک حاکم،ج 3،ص 1۶9.
۶.همان مدرک،ص 170.
7.همان مدرک،ص 1۶7.
8.علل الشرايع،ج 1،ص 173،کشف الغمه،ج 2،ص 2۵.
9.مناقب شهر بن آشوب،ج 3،ص 3۴1.
10.طبقات ابن سعد،ج 8،ص 2۶.
11.ر.ک:حلية الاولياء،ج 2،ص 39،براى اطلاع بيشتر ر.ک:احقاق الحق،ج 10،ص 27-11۵.
12.مناقب ابن شهر آشوب،ج 3،ص 32۶،بحار الانوار،ج ۴3،ص ۵2،راجع مستدرک حاکم،ج 3،ص 1۶۶،ينابيع الموده،ج 2،ص،الفصول المهمه،ص 1۴7
13.الفصول المهمه،ص 1۴7