دست از گناه برداشتن آسانتر تا روى به توبه داشتن . [نهج البلاغه]

بنام خدا


يکي از موضوعاتي اختصاصي شيعه ،بحث توسل جستن به اهل بيت(ع) مي باشد که  زياد در مورد آن بحث شده است.براي همين تصميم گرفتم وارد مقوله توسل شده و اين مسئله مهم را بررسي کنيم.
قرار دادن واسطه ، فقط به خاطر دور بودن «واسطه قرار دهنده » نيست تا گفته شود : خدا که دور نيست ، پس چرا واسطه قرار داده است ؟ بلکه ممکن است جهات ديگرى داشته باشد ; مثلاً : قرار دادن واسطه مى تواند تقدير و سپاس از زحمات شخصى که واسطه قرار داده شده است ، باشد ; يعنى خداوند به خاطر تقدير از عبادات و تلاش ها و مجاهدت هاى بنده اى ، مقام وساطت در درگاه خويش را به او عطا نمايد ; چرا که ممکن است وسيله اى براى هدايت بهتر مردم نيزباشد. به اين صورت که خداوند شخصى را که از کمالات عالى انسانى و الهى برخوردار است ، واسطه و مقرّب درگاه خود معرفى کند تا مردم به او مراجعه کنند و با نزديک شدن به او،وى را الگوى عملى خويش قرار دهند و اسباب سعادت دنيوى و اخروى خود را کسب کرده با معارف دين ،بيشتر آشنا شوند.
 پيامبر(ص)و ائمه (ع)حکم چراغ هاى فروزانى را دارند که خداوند به واسطه ايشان ، مسير حرکت بندگان به سوى خويش را روشن ساخته و کشتى هاى نجاتى هستند که خداوند ، آنها را در درياى پر تلاطم زندگى براى نجات انسان ها به حرکت در آورده است .
 از اين ها گذشته ، خدا گرچه از رگ گردن به ما نزديگ تر است ، ولى ما از او دوريم .


و با توسل به اسباب و عللى که خود او قرار داده ، سعى در نزديک شدن به او را داريم ; گر چه از اين سعادت و نعمت عظيم هم برخورداريم که هر وقت بخواهيم او را مى خوانيم و نام مبارکش را بر زبان مى آوريم .


 


يار نزديک تر از من به من است *** وين عجب تر که من از وى دورم .



در آيات 165 و 166 سوره بقره سخن در اين است که انسان براى خدا همتايانى را قرار دهد و به جاى خدا به آن ها توجه نمايد «يتخذ من دون الله أنداداً» و حال آن که به پيامبر(ص)و معصومين(ع) در راستاىِ توجه به خدا و به خاطرِ توجه به او و به دستورِ خودِ خداوند توجه مى شود . خداوند ، خود فرموده که با راستگويان باشيد (توبه / 119) وباز فرموده : «فَسْـَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (نحل / 43 و انبياء/ 7) که باز هم در روايات ، ائمه هدى(ع) «اهل ذکر» معرفى شده اند . و نيزخود فرموده : اگر مرتکب گناهى شديد و به خويش ستم کرديد ، در صورتى که از کرده خود پشيمان شويد و پيامبر(ص)را واسطه قرار دهيد ، مورد مغفرت واقع مى شويد . (نساء / 64) و ائمه معصوم(ع) بنابر روايات متعدد ، جانشينان پيامبر(ص)هستند .
در آيات 128 و 129 آل عمران ، فرمان و سيطره استقلالى از پيامبر(ص)نفى شده است ; «ليس لک من الأمر شى ء.. .» نه مطلق امر و فرمان ; چرا که خداوند در آيات متعدد ، پيامبراکرم(ص)را در امورى صاحب اختيار دانسته است ; مانند : «فَأْذَن لِّمَن شِئْت َ مِنْهُمْ» (نور ، 62) يا «وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِن وَ لاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَکُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ» (احزاب ، 36) و مثل همان آيه اى که ذکر شد و استغفار پيامبر(صلى الله عليه وآله)را براى امت مؤثر دانست (نساء ، 64) و مثل آياتى که شفاعت و واسطه گرى را به اذن خداوند جايز مى شمارد : «مَن ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ» . (بقره ، 255)
در آيات 50 و 51 سوره ذاريات از اين که خداى ديگرى همتاى خدا دانسته شود ، نهى شده است . «و لاتجعلوا مع الله إلهًا ءاخر» و حال آن که هيچ شيعه اى به ديد خدايى و صاحب قدرت مستقل به ائمه(ع) نمى نگرد . فرازهاى مختلف دعاى شريف توسل ، به خوبى شاهد اين مدعاست و نيز جملاتى که در زيارات امامان دين(ع) خوانده مى شود ، سخن فوق را تأييد مى کند . شيعه بعد از نماز زيارت ائمه (مثل امام حسين(ع) اعتراف مى کند : «اللّهم انّى صلّيت و رکعت و سجدت لک وحدک لاشريک لک لانّ الصلوة و الرکوع و السجود لايکون إلاّ لک لأنّک أنت الله لا اله إلاّ أنت »•
ادامه دارد.



خانگل زاده ::: چهارشنبه 4/2/1387::: ساعت 2:1 صبح نظرات ديگران: نظر